
سعدی-بوستان-باب اول در عدل و تدبیر و رای
شماره 56
به پیکار دشمن ، دلیران فرست
هژبران ، به ناورد شیران فرست
به رای جهاندیدگان کار کن
که صید آزموده است گرگ کهن
مترس از جوانان شمشیر زن
حذر کن ز پیران بسیار فن
جوانان پیل افکن شیرگیر
ندانند دستان روباه پیر
خردمند باشد جهاندیده مرد
که بسیار گرم آزموده است و سرد
جوانان شایسته ی بخت ور
ز گفتار پیران نپیچند سر
گرت مملکت باید آراسته
مده کار مُعظم به نوخاسته
سپه را مکن پیشرو جز کسی
که در جنگ ها بوده باشد بسی
به خردان مفرمای کار درشت
که سندان نشاید شکستن به مشت
رعیت نوازی و سرلشکری
نه کاری است بازیچه و سرسری
نخواهی که ضایع شود روزگار
به ناکار دیده ، مفرمای کار
نتابد سگ صید روی از پلنگ
ز روبه رمد شیر نادیده جنگ
چو پرورده باشد پسر در شکار
نترسد چو پیش آیدش کارزار
به کُشتی و نخجیر و آماج و گوی
دلاور شود مرد پرخاشجوی
به گرمابه پرورده و عیش و ناز
برنجد چو بیند در جنگ باز
دو مردش نشانند بر پشت زین
بود کش زند کودکی بر زمین