چه خوش گفت بازارگانی اسیر

سعدی-بوستان-باب اول در عدل و تدبیر و رای

شماره 3

 

چه خوش گفت بازارگانی اسیر

چو گِردش گرفتند دزدان به تیر

چو مردانگی آید از رهزنان

چه مردان لشکر، چه خیل زنان

شهنشه که بازارگان را بخَست

درِ خیر بر شهر و لشکر ببست

کی آن جا دگر هوشمندان روند

چو آوازه ی رسم بد بشنوند

نکو بایدت نام و نیکی قبول

نکو دار بازارگان و رسول

بزرگان مسافر به جان پرورند

که نام نکویی به عالم برند

تبه گردد آن مملکت عن قریب

کز او خاطر آزرده آید غریب

غریب آشنا باش و سیاح دوست

که سیاح ، جلاّب نام نکوست

نکو دار ضیف و مسافر عزیز

وز آسیبشان بر حذر باش نیز

ز بیگانه پرهیز کردن نکوست

که دشمن توان بود در زیّ دوست

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
❤
میهمان
اردیبهشت 7, 1402 10:26 ب.ظ

درود بر حضرت سعدی