
سعدی-بوستان-باب اول در عدل و تدبیر و رای
شماره 29
مها زورمندی مکن با کهان
که بر یک نمط مینماند جهان
سر پنجه ی ناتوان بر مپیچ
که گر دست یابد برآیی به هیچ
عدو را به کوچک نباید شمرد
که کوه کلان دیدم از سنگ خرد
نبینی که چون با هم آیند مور
ز شیران جنگی برآرند شور
نه موری که مویی کز آن کمتر است
چو پُر شد ز زنجیر محکم تر است
مَبُر گفتمت پای مردم ز جای
که عاجز شوی گر درآ یی ز پای
دل دوستان جمع ، بهتر که گنج
خزینه تهی ، بِه که مردم به رنج
مینداز در پای کار کسی
که افتد که در پایش افتی بسی