اشعار اهورا ایمان

اشعار اهورا ایمان
شعر نخست :
راه امشب میبرد سویت مرا
میکشد دربند گیسویت مرا
گاه لیلا گاه مجنون میکند
گرگ و میش چشم آهویت مرا
من تو را بر شانه هایم میکَشم
یا تو میخوانی به گیسویت مرا
زخم ها زد راه بر جانم ولی
زخم عشق آورده تا کویت مرا
خوب شد دردم دوا شد ، خوب شد
دل به عشقت به عشقت ، مبتلا شد خوب شد
خوب شد دردم دوا شد ، خوب شد
شعر دوم :
گله دارم گله دارم پر دردم گله دارم
تو همینجا و من از تو یه جهان فاصله دارم
گله دارم از تویی که اگه سنگی اگه شیشه
دلت اما دیگه با من مثل اون روزا نمیشه
از من من گله دارم از منی که از تو دورم
بغضمو نمیشکنم تا خیال کنی خیلی صبورم
دیگه تو آلبوم یادت عکسی از گذشته ها نیس
خیلی حرفا تو چشاته اما حرفی بین ما نیس
گله دارم از تویی که یه شروع ناتمومی
هستی اما خیلی تنهام نیستی اما رو به رومی
هستی اما خیلی تنهام نیستی اما گله ای نیست
کار من تمومه بی تو به من نگو فاصله ای نیست
شعر سوم :
قصه اینجوری نبود که
غم به این شوری نبود که
حتی وقتی که نبودی
بینمون دوری نبود که
فاصله اینقد نمیشد
حالم اینقد بد نمیشد
عشق دیواری نداشت و
هیچچی راشو سد نمیشد
تو به من دل داده بودی
من به تو دل بسته بودم
یا تو از من مینوشتی
یا من از تو میسرودم
تو همیشه تشنهی من
من همیشه با تو جاری
مث عشقای قدیمی
توو یه عکس یادگاری
قصه اینجوری نبود که
حالا من! خبر از خودم و دلم و دنیام ندارم
خبر از شبای بی تو و فردام ندارم
نمیدونم کدوم خاطرهتو به جات بذارم
حالا تو! کجایی که ببینی مث تو بی رحمه دنیام
کجایی که ببینی بدجوری تنهای تنهام
تو رفتی و من از دنیا دیگه چیزی نمیخوام
تو رفتی و نمیبینی دلم آروم نمیگیره
تو یادت نیست ولی یادت تو قلبِ من نمیمیره
قصه اینجوری نبود که
شعر چهارم :
کاشکی میشد بهت بگم چقد صداتو دوس دارم
چقد مث بچگیام لالاییاتو دوس دارم
سادگیاتو دوس دارم خستگیاتو دوس دارم
چادر نماز و زیر لب خدا خداتو دوس دارم
کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و ناز تو باغ دستات بشونم
کاشکی تو طاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم
تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم
لالایی لالالا
لالایی لالالا
دنیا اگه خوب اگه بد با تو برام دیدنیه
باغ گلای اطلسی با تو برام چیدنیه
لالایی لالالا
لالایی لالالا
کاشکی میشد بهت بگم چقد صداتو دوس دارم
چقد مث بچگیام لالاییاتو دوس دارم
شعر پنجم :
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظههای جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمیمانی ای مانده بی من
تو را میسپارم به دلهای خسته
تو را میسپارم به مینای مهتاب
تو را میسپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را میسپارم به رویای فردا
به شب میسپارم تو را تا نسوزد
به دل میسپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایهسار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : متن شعر خوب شد دردم دوا شد شاعر از کیست همایون متن مجموعه اشعار متن ترانه های نمونه شعر شعرهای شعری از یک شعر از اهورا ايمان.






عالی