اشعار کوتاه اقبال معتضدی

 

استقرار یافته‌ام

چون درخت ،

در دامنه‌ی افسونگر  این تپه‌ی سبز ،

خوشم با پرنده‌ها و بادها

و آن برج  بلند  قدیمی

در باغ  شیبگاه

دوست‌داشتنی‌ است .

*****

قناعت می کنم در کامیابی ،

قناعت می کنم در بیان حقیقت ،

قناعت می کنم به سکوت ،

غرق می شوم در صبوری،

غرق می شوم در نخواستن ،

غرق می شوم

در نگفتن “دوستت دارم” .

چه مرتاض گناهکاری !

*****

گره می‌زنم

تورها و طناب‌ها را:

بسته می‌شود

گسسته‌ها

برای عزیمتی هزار باره

از ساحل به دریا

در پاسخی ناگزیر

به رؤیایی بزرگ و گریز پا .

*****

از رنج‌ها نمی‌هراسم

در پی افتخار هم نیستم

در لابه‌لای خیزران  ویران

دنبال نی‌ای هستم

که به یاری او

بتوانم کاملاً بگویم :”آه”

*****

بی ‌وزن،‌ در مسیری تازه و سیال

به سمت فضایی روان گام برمی‌دارم

شهری،هنوز طبیعی و زنده در برابر است

کوتاه‌ترین راه به این شهر بی‌نظیر

خواب است.

*****

بی‌تابی‌ ام را

در خاکستری‌ ها ادامه می‌دهم

بی ‌آبی ‌ام را

در کویر .


واژگان کلیدی: اشعار اقبال معتضدی،نمونه شعر اقبال معتضدی،شاعر اقبال معتضدی،شعرهای اقبال معتضدی،شعری از اقبال معتضدی،یک شعر از اقبال معتضدی،شعر نو اقبال معتضدی،شعرهای کوتاه اقبال معتضدی،چند شعر از اقبال معتضدی.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها