
استقرار یافتهام
چون درخت ،
در دامنهی افسونگر این تپهی سبز ،
خوشم با پرندهها و بادها
و آن برج بلند قدیمی
در باغ شیبگاه
دوستداشتنی است .
*****
قناعت می کنم در کامیابی ،
قناعت می کنم در بیان حقیقت ،
قناعت می کنم به سکوت ،
غرق می شوم در صبوری،
غرق می شوم در نخواستن ،
غرق می شوم
در نگفتن “دوستت دارم” .
چه مرتاض گناهکاری !
*****
گره میزنم
تورها و طنابها را:
بسته میشود
گسستهها
برای عزیمتی هزار باره
از ساحل به دریا
در پاسخی ناگزیر
به رؤیایی بزرگ و گریز پا .
*****
از رنجها نمیهراسم
در پی افتخار هم نیستم
در لابهلای خیزران ویران
دنبال نیای هستم
که به یاری او
بتوانم کاملاً بگویم :”آه”
*****
بی وزن، در مسیری تازه و سیال
به سمت فضایی روان گام برمیدارم
شهری،هنوز طبیعی و زنده در برابر است
کوتاهترین راه به این شهر بینظیر
خواب است.
*****
بیتابی ام را
در خاکستری ها ادامه میدهم
بی آبی ام را
در کویر .
واژگان کلیدی: اشعار اقبال معتضدی،نمونه شعر اقبال معتضدی،شاعر اقبال معتضدی،شعرهای اقبال معتضدی،شعری از اقبال معتضدی،یک شعر از اقبال معتضدی،شعر نو اقبال معتضدی،شعرهای کوتاه اقبال معتضدی،چند شعر از اقبال معتضدی.





