
شعر نخست:
دوستت دارم
با تحمّلی که گذشت سال ها را تاب می آورد .
دوستت دارم
با شعفی که تمام شک و تردیدها را مقهور می سازد .
دوستت دارم
با صداقتی که با قلب من زاییده شد.
دوستت دارم
با باور آرام بخشی که ما هر گز جدایی نمی پذیریم
دوستت دارم
با اعتمادی که هیچ نیروی زمینی قادر به شکست آن نخواهد بود
دوستت دارم
با اطمینانی که تو را تا همیشه تسلی خواهد بخشید
دوستت دارم
با خضوع کسی که گناهانش بخشوده می شود.
دوستت دارم
با تمام حرمتی که این واژه به ذهن خطور می دهد.
دوستت دارم
با اشتیاقی که زمان قادر به نقض آن نخواهد بود.
دوستت دارم
با عشق صادقانه ای که شاعران به شعر می کشند
دوستت دارم
با دلی برای تمام فصول .
شعر دوم:
چشمهایت دلم را ورق می زند.
رها می شوم در حجم نفس هایت
مثل پروانه ها که آزادند
دست هایت را لمس می کنم،
تابستان می شوم پر از آبشار گل های سرخ
کنارم هستی و من
از بارانی حرف می زنم که بی اجازه می بارد
و تو را بی وقفه در من تمنا می کند
من از تو می نویسم
در دفتر دلی که به اندازه ما جا دارد
من و یک عالمه تو
شعر سوم:
چیزی در تو مرا به دلدادگی می برد
آن سان که گل ها با کمند عطرها
پروانه ها را به دام می کشند .
چیزی در تو مرا به احساس عاشقانه می برد
آن سان که برکه ها ترانه ی رنگین کمان ها را
با لحن لالایی برای ماه می خوانند
چیزی در تو مرا به جاهایی می برد
که هرگز نرفته ام
به سلام اولین گل سرخ
به حضور سبز دستانت
به آغوش اولین شب عشق
که پر از ناز و نیاز و بوسه است
چیزی در تو دنیا را خالی می کند
تا تو تنها اویِ من باشی .
شعر چهارم:
میان من و تو
فاصله یک باران است
و خیالت که مرا
از پنجره می گیرد
و می برد
قدم زنان تا عشقمی رسم به تو
با تن پوشی از آغوش
و دست هایی پر از طراوت اولین سلام
گل سرخی
که گلبرگ گلبرگ
در صدای عطرها
هجا می کند تو را
میان من و تو
فاصله یک باران ست
واژگان کلیدی: اشعار پرویز صادقی،نمونه شعر پرویز صادقی،شاعر پرویز صادقی،شعرهای پرویز صادقی،شعری از پرویز صادقی،یک شعر از پرویز صادقی،شعر نو پرویز صادقی.





