اشعار عباس فرات

اشعار عباس فرات

اشعار عباس فرات


شعر نخست :

بگذر از راه جفا،جانا دل آزاری مکن

از دو چشمم در فراقت سیل خون جاری نکن

ای گل گلزار خوبی ! ای عزیز مصر ! جان

بیدلان را بی رخت دمساز با خواری مکن

زلف مشکین را میفکن بر رخ آیینه رویی

رو به رو دل را از این رو با گرفتاری مکن

دل اسیر عشق گشت ای خال برچین دانه را

دل به دام افتاده است ای زلف طراری مکن

خواست تا ماند جمال کبریایی در حجاب

آن که گفت ای جلوه ی حق پرده برداری مکن

می برد هوش از سر اهل خرد شرب مدام

پس دمادم میگساری هوش اگر داری مکن

شد به هر سو جلوه گر رخسار او،چون گل بخن

هم چو بلبل در فراقش گریه و زاری مکن

دین فروشان عشوه ی دنیای دون را می خرند

برخلاف دیگران،آن را خریداری مکن

خواست تا اندازدت در بند جور روزگار

آن که گفتت با وفاداران وفاداری نکن

ذلت و خواری است در بیکاری اندر کار کوش

تا بری ره سوی عزت،خو به بیکاری مکن

گر که خواهی باشی از آزار دوران در امان

باده ی گلگون بنوش و مردم آزاری مکن

چشم یاری گر ز لطف ایزدی داری فرات

یار اهل کین مشو،این دسته را یاری مکن


شعر دوم :

چرخ را با من سرگشته سر یاری نیست

روز و شب شیوه ی او غیر دل آزاری نیست

ما که یک عمر دمادم غم مردم خوردیم

از چه ما را کسی اندر پی غمخواری نیست

گر به غفلت گذرد وقت بود خواب گران

غافلان را خبر از دولت بیداری نیست

هر که رفت از پی مال از پی دشواری رفت

ای خوشا حال کسی کز پی دشواری نیست

همه را دور ز آیین شمری ای زاهد

گر تو را دین بود این شیوه ی دینداری نیست

گر چه با دیده ی خواری نگرد شیخ به ما

عاشقی مایه ی عزت بود و خواری نیست

پیر میخانه که هر نیکی از او پابرجاست

گفت کاری به جهان به ز نکوکاری نیست

همه گفتند که باید حذر از مستی کرد

لیک رنجی بتر از آفت هشیاری نیست

راه بردیم به کویش به دو صد شوق فرات

اثری گر چه در این راه ز همواری نیست


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از یزدی.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها