اشعار شهاب مقربین

 

شعر نخست:

اگر دری میان ما بود

می‌کوفتم

درهم می‌کوفتم

اگر میان ما دیواری بود

بالا می‌رفتم پایین می‌آمدم

فرو می‌ریختم

اگر کوه بود دریا بود

پا می‌گذاشتم

بر نقشه‌ی جهان و

نقشه‌ای دیگر می‌کشیدم

اما میان ما هیچ نیست

هیچ

و تنها با هیچ

هیچ کاری نمی‌شود کرد

 


شعر دوم:

به خانه می آیم

تو نیستی

اندوهت مرا سنگ می كند

مثل مجسمه می ایستم

در آینه نگاه می كنم

من نیستم

در خیابان باران به من گفته بود

كه در خانه ی چشمانت هستند

در خیابان باران به من گفته بود

كه در خانه دلم گرم خواهد شد

و لبانم لبان تو را زمزمه خواهند كرد

در خیابان باران به من گفته بود

باران در آینه می بارد

اندوهت مرا آب می كند

من نيستم .

 


شعر سوم:

گاهی صخره‌ها هم گریه می کنند
ندیده‌ای تو
هرگز هم نخواهی دید
اما صخره‌ها هم گاهی گریه می کنند
نمی‌دانی چرا
هرگز هم به تو نخواهم گفت
اما گریه می‌کنند صخره‌ها

دريا‌ها با خود غمی را می‌آورند و می برند

اما صخره‌ها نمی‌دانی
وقتی که گریه می‌کنند …
وقتی که گریه می‌کنند …

شعر چهارم:

بیا باز فریب بخوریم

تو فریب حرف های مرا و

من فریب نگاه تو را .

مگر زندگی چه می خواهد به ما بدهد

که تو از من چشم برداری

و من نگویم

که دوستت دارم .

 


شعر پنجم:

برفی که می‌بارید من بودم

تو را احاطه کردم

در بَرَت گرفتم

گونه‌هایت را نوازش کردم

شانه‌هایت را بوسیدم

و پاره پاره ریختم

پیشِ پای تو

بر من پا گذاشتی

کوبیده‌تر سخت‌تر محکم‌تر شدم

تابیدی به من

آب شدم .


شعر ششم:

هر روز که می‌گذرد

 تکه‌ تکه‌ام می‌کند

می‌نشینم

تکه‌های خودم را جمع می‌کنم

 کنار هم می‌چینم

می‌بینم تکه‌ای گم شده

هر روز که می‌گذرد

سبک‌تر می‌شوم

زمانی اگر

 تکه‌های گم‌شده را پیدا کردی

کنار هم بچین

او باید من باشم

باقی پازل بی‌معنایی بود

که در آن

بازیگر و بازیچه را

از هم نمی‌شناختی


شعر هفتم:

چارپایه را از وسط بر می دارم

می گذارم کنار پنجره

دیگر با آن رفیق شده ام

با این طنابِ آویزان از سقف هم

دستی به پشتش می زنم

و می گذارم همین جا باشد

(شاید برای وقتی دیگر)

فعلاً که آفتابِ تو تابیده است

فعلاً که انتظاری دیگر روزم را قشنگ کرده است

فعلاً که جادوی جمله ی دهانِ تو دست از من بر نمی دارد

می نشینم روی چارپایه

مثل دیوانه ها لبخند می زنم

زُل می زنم به طناب

انگار آونگِ ساعتی قدیمی

دارد لحظه هایم را

بی رحمانه شماره می کند


واژگان کلیدی: اشعار شهاب مقر بین،اشعار شهاب مقربین،نمونه شعر شهاب مقربین،نمونه شعر شهاب مقر بین،شعر شهاب مقربین،شعر شهاب مقر بین،شعرهای شهاب مقربین،شعرهای شهاب مقر بین،یک شعر از شهاب مقربین،یک شعر از شهاب مقر بین،شاعر شهاب مقربین،شاعر شهاب مقر بین.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها