اشعار سیروس رادمنش

 

شعر نخست:

پذیرفتم

تا نصف النهار سبز عشق

سینه بر خارای کبود

برکشم و بیابم

ترانه ای که بوی تو دارد

با هودجی که رفت از خواب دارد

می بینمت کنار دل

که زلف  می دهی به شبنم

و مرغان منقار کشیده ز شانه هات

به جستجوی سپیده می رهند

تا بیابمت

می دانم آن ستاره

در زخم می نشیند

و تاریک می کند

روزانی که به رویا دارم.


 شعر دوم:

بیاموز  و بخواب

که از دروازه ی عشق

نخواهی دید

جز پی گشت  باد

و ارابه های باژگون.

بر قواعد کنج

جام های شکسته

از گریه پاره های ماه

و به دریا که می کوبد

رشته های صدا را یکی چشم منتظر .

بیاموز

که این صدا

از کرک ستاره می خیزد

و دشمن می کند تو را

با آفاق بی  مدار.


 شعر سوم:

او که هم اکنون به خواب می رود

جامه ای دارد

نه باز و نه تیره، نه ژنده نه نو

او که هم اکنون خواب می کند

اشباح خویش را

در جامه های روز

نه خواب است و نه بیدار

و او که می خندد در صبحگاه

نپاییده شبی را

بی گمان هیچ .


واژگان کلیدی: اشعار سیروس رادمنش،نمونه شعر سیروس رادمنش،شاعر سیروس رادمنش،شعرهای سیروس رادمنش،شعری از سیروس رادمنش،یک شعر از سیروس رادمنش،شعر نو سیروس رادمنش،سیروس رادمنش شعر ناب،شاعر خوزستان،شاعر خوزستانی

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها