
شعر نخست :
انتظار
اسفند پرتب و تاب بود
بر کندهی دود
مامورهای شهرداری
آب و جارو میکردند
سر و ریشم را صفا میدادند
من یک لنگ پا در چهارراه ولیعصر میایستادم
بهار مثل کریس انجل
خرگوشهای سبزش را از کلاهم بیرون میآورد
و تو
به بهانهی سایه
میخزیدی زیر پوست کلفتم .
شعر دوم :
مثل بوی قهوه
پیچید عطر تلخ تو درفضا
انبوه صفیرْکِش مارهای نر
رها شدند
از کمان لبی
که بر گوشه ی فنجان روبهرو
جا گذاشتی .
شعر سوم :
اردیبهشت باشد
نازنین شمعدانی های قرمز و صورتی اش را
چیده باشد دورا دور درخت توت
در حیاط
نشسته باشد پشت پنجره
خیره ی بنفشه ها
که دهانشان را باز کرده اند زیر قطرات باران
و تو بی هوا
برگشته باشی از تهران بی دود .
شعر چهارم :
گیرم که کلیه ام را پیوند زدید
با چشمم چه می کنید
با دلم
که با شنیدن صدای دختران زیبا
روزی هزار بار عاشق می شود
بندش باز می شود
و هر تکه اش به سمتی می رود
من متقاضی پیوند تمام اعضایم هستم
لطفآ مرا به بیمار بی همراهی
که زنی زیبا باشد
پیوند بزنید .
شعر پنجم:
جايم را با کسي پر خواهي کرد
او هم تو را خواهد بوسيد
و به تو خواهد گفت که زيبايي
اما به مرور از تک و تاخواهي افتاد
چون نه بوسههايش مغناطيس بوسههاي مرا
خواهد داشت
نه شعر ميداند چيست
که زيبايي مفردت را مضاعف کند در جمع
دو شعر کوتاه :
آدم های بزرگ دماغهای بزرگی داشته اند
مثل مصدق
و ودی آلن
من اگر بزرگ نشده ام
دماغم جلو رشدم را گرفته است .
*****
باد را به پرچم سنجاق کرده اند،
موج را به دریا،
تو را به هر که خواسته ای؛
مرا به خاک سیاه… .
واژگان کلیدی: اشعار سجاد گودرزی،نمونه شعر سجاد گودرزی،شعرهای سجاد گودرزی،شاعر سجاد گودرزی،شعری از سجاد گودرزی،یک شعر از سجاد گودرزی،شعر کوتاه سجاد گودرزی،هایکوهای سجاد گودرزی،شعر نو سجاد گودرزی،شاعر سجاد گودرزی.





