
چه سوزناک میخواند
پرنده عریان
روی منقل
در زمستان.
*****
آسمان خالی
دستانم را پر کرد.
*****
قفس هم بین میله ها
زندانی است.
*****
تو به خاک رفته ای
کفش هایت گُل داده
*****
آنقدر میکشم تا
پرواز کند پرنده.
واژگان کلیدی: اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از نو کوتاه






بهترینید آقای روحی
موفق باشید🙏🏼🙏🏼🙏🏼
“آسمان شعرتان
پرستاره”
بزرگوار هستید،سپاس
اولین تحربه انتشار سطرهایم بود
و تشویق شما بهترین جایزه هست
ممنونم
۱
الوان میشود
در پاییز
قرصهایم
۲
بذارید باران برود
سدها را
“بردارید”
میرسد
به دشتهای بی آب و علف
۳
چترم را
به باد دادم
و اکنون
خودِ بارانم
نشسته بر
گونه هایت
خوب بود
“پرنده غمگین
بین شاخه های لخت
جا مانده از کوچ”
قدر دانم بر آن چشم مهربان که تو داری.
“آسمان شعرتان
پرستاره”
بزرگوار هستید،سپاس
الوان میشود
در پاییز رنگارنگ
قرصهایم
از محبت شما دوست عزیزم سپاسگزلرم.دست بوسم
اشعار خوبی بودن. ولی شعر آخر زیباتر بود
چشمان مهربان شماست
که زیبایی را میفهمد
“اشکهای تنهایی قله اند
سنگ ریزه ها
بر دامن کوه”
“بنظرم هنوز میخواهمت
امشب شور نوشتن
درم شعله کشیده
چرا که دوباره شب اول ماه
آسمانی لبریز
از ماه کامل دارد
بنظرم دوباره میخواهمت”
“پاداش ما تن بود؟
تاوان ما خاک بود؟
که تن به خاک دادیم
قسمت همین بود؟
خاک به خاک دادن
هیچ به هیچ بردن
از اول تا آخر
درد،درد،درد
ما تاوان چه را دادیم؟
تاوان که را دادیم؟”
خوشحال میشم اشعار شما را بخوانم
۱
صبح شب توفانی
لانه نو میسازند
پرنده ها
۲
بی خانمان
باد
که پیچید در اتاقم
۳
به در بسته
میزند باد