قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد بهر یک جام می کهنه، بسی جامه ی نو آذر بیگدلی – ابیات پراکنده شماره 68 بهر یک جام می کهنه، بسی جامه ی نو کهنه شد، بس که نهادیم به میخانه گرو نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط درد دل نشنود از من کسی اما زین پیش ادامه نوشته » گر چه از هیچ طرف آمدنش پیدا نیست ادامه نوشته » با صد گله، حرفی ز تو نشنفتم و رفتم ادامه نوشته » دعای بد به زبان هر شبت کنم در دل ادامه نوشته » یاری نیاید از بت ناسازگار من ادامه نوشته » دلی نمانده که از بیدلان به ناز بری ادامه نوشته »