قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / چند شعر از محمد بیابانی

چند شعر از محمد بیابانی

 

شعر نخست:

رها نمی پردم شیون

 دریا

 سیاره ی سرشک است و

 از دریچه نمی شوید انتظار

 میعاد با گل آتشبرگ

 گهواره ای که نام تو می ریسد

 احساس

 می زنم جوانه

 با غرور باد راهی ام اینک باد

 میعاد با گل آتشبرگ

 پروانه ای که نام تو می ریسد

 گرد سرت سپیده های باختران

 می بارد عطر و ایل

 آتشی که پلنگ ایستاده است

 میعاد با گل آتشبرگ

 فواره ای که نام تو می ریسد

 تاریکی و ترانه

 سمت دیگر انسان

پیرامنت بنفشه

کوچه گرفته است

 این آسمان پاره از نفس گنجشک

 میعاد با گل آتشبرگ

 سیاره ای که نام تو می ریسد

می شد جهان

 کبواری ترانه سازد

 از سر سوسن گذشته است

 پیش از نمای قافله در مهتاب

 میعاد با گل آتشبرگ

 پیراهنی که نام تو می ریسد

 دریاست

سیاره ی سرشک

پیر از دهان ببر می گذرد

میعاد با گل آتشبرگ

 چشمان خسته ای که نام تو می ریسد


شعر دوم:

 اگر که خاکم اگر باد

 نمی گذارندم

 از جان خود برآرم چشم

 جهان مگر چند است

 که او هنوز مرا می جود

 و هر طرف

که رهی چرخ می دهد

 فانوس

 اریب فاصله اسکندری ست

 گذار این همه تردید

چگونه می شود به پسینگاه

 نشست و صاعقه ها را

چو ریگ در ته یک چشمه ی حقیر افکند

 هنوز پیکرم آوار آن حصار تهی ست

رسالتی که درفش است و

 با لعاب دروغ

دهان موجز ما

را

تهی ست ریشه

فرا گرد اعتمادکهن

به جز جرقه ای از شمشیر و

قاقمی از خون

نمی توانم دید

جهان مگر چند است

که او هنوز تو را می جود

مرا این نیز

نمی گذارندم

از جان خود برآرم چشم

برهنه بگذرم از توتیای توفانی

و داغ

را

به ابایی

درون خزم تا ماه


 شعر سوم:

و باز طاقت ره ، ساری ست

به خنده های در آتش گرفته ام بنگر

به دست بی سببم

از زمین اگر خالی ست

دو چشم

سر بریده به دنبال

و من در آینه او را بر آب می پاشم

خروش یک قفس احساس

پری که تر نکرده لب از پرواز

و گریه چندی گاه ست

و من در آینه او را بر آب می پاشم

گیاه خون سیاوش روانه ی رستن

صدف نشانه ی دیگر

و چند قطره ی باد

و من در آینه او را بر آب میپاشم

سفر : هنوز تو را می برد

و مرده : از سر گلهای تازه می گذرد

و عشق : خانه اگر دور می شود

با اوست

و من در آینه او را بر آب می پاشم

بگو : دوباره در این گاهواره

حرفی هست

و کوکبی تنهاست

و موریانه در اندوه کوچه ها جاری ست

و من در

آینه او را بر آب می پاشم


 واژگان کلیدی:شعر محمد بیابانی،اشعار محمد بیابانی،نمونه شعر محمد بیابانی،شعرهای محمد بیابانی،شعر نو محمد بیابانی،شعری از محمد بیابانی،شاعر محمد بیابانی،یک شعر از محمد بیابانی.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code