قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از نیلوفر امجدی

شعری از نیلوفر امجدی

با من قدم بزن، حالا که با منی

حالا که بغضی ام، حالا که سهممی

با من قدم بزن، میلرزه دست و پام

بی تو کجا برم؟ بی تو کجا بیام؟

دست منو بگیر، کنار من بشین

من عاشق توام، حال منو ببین

از دلهره نگو، از خستگی پرم

بی تو میشینم و روزا رو میشمُرم

هرجا بری میام، دلگرم و بی قرار

بی من سفر نرو، تنهام دیگه نذار

تو با منی هنوز، عطر تو با منه

فردا داره به ما، لبخند میزنه

بی تو برای من، فردا پر از غمه

بی تو هوا پَسه، دنیا جهنمه

دست منو بگیر، تو اوج اضطراب

بازم منو ببر با بوسه ای به خواب

با من قدم بزن، تو این پیاده رو

من عاشق شدم، از پیش من نرو

 


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،نيلوفر امجدي،ترانه سرا.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code