قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد گویند که بنفشه سازد رفع سودا مخفی بدخشی – ابیات پراکنده شماره 2 گویند که بنفشه سازد رفع سودا دیوانه کرد شهری سرو بنفشه پوشم نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط ما فنا آماده گان این طلسم حیرتیم ادامه نوشته » شمع در محفل و مه در فلک و گل در باغ ادامه نوشته » سزد که مهر چو گیسو سیاه پوش شود ادامه نوشته » آتش اندر سینه بود از تگمه ی لعل یخن ادامه نوشته » خون عاشق می خورد آن شوخ عنابی قبا ادامه نوشته » سخن قدری ندارد اندرین بازار ای مخفی ادامه نوشته »