قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / شعری از لئوپولد ماریا پانرو

شعری از لئوپولد ماریا پانرو

من مردی مرده ام

که مرا می نامند

به وقت شام جماعت

کسی هنوز حضور نام مرا

در چیزها به یاد می آورد

خاک و خل روی میز

یا متاعی مزه شراب

بربر ها به هنگام گفتگو به چشم مخاطبشان نمی نگرند

زنی را ماند در اعماق یادها

من مرد مرده ای هستم

که مرا می نامند .

 

” برگردان : ناصر تنها “


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر شعرهای شعری از،یک شعر از،شعرهای ترجمه شده به پارسی،سروده های برگردان به پارسی،کشور اسپانیا اسپانیایی اسپانیول،لئوپولد ماريا پانرو.

Leopoldo María Panero،poems،quotes

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code