قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف د / سحر این دل من ز سودا چه می‌شد

سحر این دل من ز سودا چه می‌شد

به این پست امتیاز بدهید

مولانا-غزل شماره 962

 

سحر این دل من ز سودا چه می‌شد

از آن برق رخسار و سیما چه می‌شد

از آن طلعت خوش و زان آب و آتش

ز فرق سر بنده تا پا چه می‌شد

خدایا تو دانی که بر ما چه آمد

خدایا تو دانی که ما را چه می‌شد

ز ریحان و گل‌ها که روید ز دل‌ها

سراسر همه دشت و صحرا چه می‌شد

ز خورشید پرسی که گردون چه سان بد

ز مه پرس باری که جوزا چه می‌شد

ز معشوق اعظم به هر جان خرم

به پستی چه آمد به بالا چه می‌شد

تعالی تقدس چو بنمود خود را

مقدس دلی از تعالی چه می‌شد

چو می‌کرد بخشش نظر شمس تبریز

به بینا چه بخشید و بینا چه می‌شد

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*