می‌دان که زمانه نقش سوداست - ادبستان شعر پارسی % %

می‌دان که زمانه نقش سوداست

مولانا-غزل شماره 365

 

می‌دان که زمانه نقش سوداست

بیرون ز زمانه صورت ماست

زیرا قفصیست این زمانه

بیرون همه کوه قاف و عنقاست

جوییست جهان و ما برونیم

بر جوی فتاده سایه ی ماست

این جا سر نکته‌ایست مشکل

این جا نبود ولیک این جاست

جز در رخ جان مخند ای دل

بی او همه خنده گریه افزاست

آن دل نبود که باشد او تنگ

زان روی که دل فراخ پهناست

دل غم نخورد غذاش غم نیست

طوطیست دل و عجب شکرخاست

مانند درخت سر قدم ساز

زیرا که ره تو زیر و بالاست

شاخ ار چه نظر به بیخ دارد

کان قوت مغز او هم از پاست

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤