هم ایثار کردی هم اسرار گفتی

هم ایثار کردی هم اسرار گفتی

که از جور دوری و با لطف جفتی

چراغ خدایی به جایی که آیی

حیات جهانی به هر جا که افتی

تو قانون شادی به عالم نهادی

جهان بخش کردی چه درها که سفتی

ولیکن ز مستان به مکر و به دستان

شرابیست نادر که آن را نهفتی

به بازار راعی چه نادرمتاعی

به جان ار فروشی یکی عشوه مفتی

به زیر و به بالا تو بودی معلی

فلک را دریدی چمن را شکفتی

به صورت ز خاکی وزین خاک پاکی

چو پاکان گردون نخوردی نه خفتی

 

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0