کردم با کان گهر آشتی

کردم با کان گهر آشتی

کردم با قرص قمر آشتی

خمره ی سرکه ز شکر صلح خواست

شکر که پذرفت شکر آشتی

آشتی و جنگ ز جذب حق است

نیست زدم هست ز سر آشتی

رفت مسیحا به فلک ناگهان

با ملکان کرد بشر آشتی

ای فلک لطف مسیح تو دم

گر بکنی بار دگر آشتی

جذبه ی او داد عدم را وجود

کرده بدان تیر نظر آشتی

شاه مرا میل چو در آشتیست

کرد در افلاک اثر آشتی

هفت فلک دایه ی این خاکدان

ثور و اسد آمد در آشتی

صلب درآ این قدر آخر بدانک

کرد کنون جبر و قدر آشتی

بس کن کین صلح مرا دایمست

نیست مرا بهر سپر آشتی

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها