دلا چو بسته این خاکدان بر گذرانی

دلا چو بسته این خاکدان بر گذرانی

ازین خطیرم برون پر که مرغ عالم جانی

تو مرغ عالم قدسی ندیم مجلس انسی

دریغ باشد اگر تو درین خرابه بمانی

تو باز ذروه نازی نسیم حضرت رازی

قرارگاه چه سازی درین نشیمن فانی

به حال خود نظر کن برون بپر سفر کن

ز جنس عالم صورت به مرغزار معانی

براه کعبه وصلش به زیر هر بن خاری

هزار کشته شود قند داده جان به جوانی

چه خوش بود که به سویش بر آستانه کویش

برای دیدن رویش شبی به روز رسانی

مجو سعادت و دولت ازین جهان که نیابی

ز بندگیش طلب کن سعادت دو جهانی

بیاد بزم وصالش در آرزوی جمالش

فتاده بی خبر و مست از آن شراب که دانی

هزار خسته درین ره فرو شدند و ندیدند

ز بوی دوست نسیمی ز کوی دوست نشانی

حدیث زهد رها کن که آن ره دگرانست

تو بندگی خدا کن بدان قدر که توانی

ز شمس مفخر آفاق جو سعادت و دولت

که اوست شمس معانی فزون ز شمس مکانی

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها