قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ی / ره رو ای جان سبک خیز غریب سفری

ره رو ای جان سبک خیز غریب سفری

به این پست امتیاز بدهید

ره رو ای جان سبک خیز غریب سفری

سوی دریای معانی که گرامی گهری

بر گذشتی ز بسی منزل اگر یادت هست

مکن استیزه کزین مصطبه هم برگذری

سر فرو شوی ازین آب و گل و باش سبک

پی یاران بریده چه کنی گر ببری

زین سر کوه چو سیلاب سوی دریا رو

که ازین کوه نیاید تن کس را کمری

هین سبو بشکن و در جوی روای آب حیات

پیش هر کوزه گری چند کنی کاسه گری

گر بمانی تو هزاران و شوی همچو شهان

بازگشت تو بدانجاست کز آن بر حذری

هله خوش باش زمانی که درین غربت من

بر زبان باز شوی تو چو پس پرده پری

عاشقانه شو و مجنون ز پی لیلی جان

تا تو جانانه شوی و رهی از کور و کری

خوش همی باش در آن مجلس قدس ازلی

زانکه شاهی تو اگر چه که درین دم حشری

بس کن از شمس که میری بغروب و مه شرق

که ازو گه چو هلالی و گهی چون قمری

شمس تبریز به بخشد کمری تاج نهی

بیکی غمزه شیرین چو شعاع سحری

 

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*