ز شمس الدین ببین وصف خدایی

ز شمس الدین ببین وصف خدایی

که می جوشد به دریای بقایی

در آن دریا ز بس لطف و عجائب

ضیاها کم کند در وی ضیایی

ز بهر ناز کی جانها را

بخارش می کند هر دم صبایی

در آن باد صبا اجزای عاشق

گشاده بین تو شهپر عطایی

همی روید ز نقش خوب حوری

همی زاید زنم ترک خطایی

غذاشان هم از آن دریای صافی

چنان کاندر خضر اسب چرایی

برسته بر لب ساحل از آن نم

شقایقها و گلهای سمایی

زهی دریا زهی موج و زهی فر

زهی جان بخش و انوار رضایی

گهی پران شده طاوس جانها

در آن ساحل چو مرغان هوایی

ز پر و بال شان آفاق روشن

ز برق و تابش و لمع صفایی

سوی تبریز می پرند ایشان

ز بهر شکر و حمد باوفایی

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها