قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ی / خداوند شمس دین لطفی بکردی

خداوند شمس دین لطفی بکردی

خداوند شمس دین لطفی بکردی

برآوردی ز بحر هجر گردی

ز هر قطره از آن گرد لطیفش

شدی روحانیی بس شیر مردی

که از مردی حجبهای شما را

مثال لقمه نانی بخوردی

ز بعد آن حجاب نور دیدی

از آن بر هم گذشتی همچو مردی

رسیدی تا بساط صدر آن شه

که آن را نیست از آفت نوردی

بدیدی نازنینی شاهزاده

به جایش ره نبردی گرم و سردی

درون جان شاهان از فراقش

ز عشق روی آن خورشید دردی

چو دید آن نطع او را همچو چرخی

چو استاره بدانجا طرفه مردی

از آن بر دست وصفش سرخ رویی

وزان بر دست هجرش روی زردی

چو نفس چون جعل در خون باشد

بهار از گلشنش تبریز وردی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code