صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی

صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی

صنما به حق لطفت که میان ما درآیی

تو جهان پاک داری نه وطن به خاک داری

چه شود اگر زمانی به جهان ما درآیی

تو لطیف و بی‌نشانی ز نهان‌ها نهانی

بفروزد این نهانم چو نهان ما درآیی

چو تو راست ای سلیمان همگی زبان مرغان

تو به لب چه شهد بخشی چو زبان ما درآیی

به جهان ملک تویی بس نکشد کمان تو کس

بپرم چو تیر اگر تو به کمان ما درآیی

بخرام شمس تبریز که تو کیمیای حقی

همه مس ما شود زر چو به کان ما درآیی

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها