با این همه مهر و مهربانی

با این همه مهر و مهربانی

دل می‌دهدت که خشم رانی

وین جمله شیشه خانه‌ها را

درهم شکنی به لن ترانی

در زلزله است دار دنیا

کز خانه تو رخت می‌کشانی

نالان تو صد هزار رنجور

بی تو نزیند هین تو دانی

دنیا چو شب و تو آفتابی

خلقان همه صورت و تو جانی

هر چند که غافلند از جان

در مکسبه و غم امانی

اما چون جان ز جا بجنبد

آغاز کنند نوحه خوانی

خورشید چو در کسوف آید

نی عیش بود نه شادمانی

تا هست از او به یاد نارند

ای وای چو او شود نهانی

ای رونق رزم و جان بازار

شیرینی خانه و دکانی

خاموش که گفت و گو حجابند

از بحر معلق معانی

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها