
مولانا-غزل شماره 1209
ای دل بیبهره از بهرام ترس
وز شهان در ساعت اکرام ترس
دانه ی شیرین بود اکرام شاه
دانه دیدی آن زمان از دام ترس
گر چه باران نعمت است از برق ترس
شاد ایامی تو از ایام ترس
لطف شاهان گر چه گستاخت کند
تو ز گستاخی ناهنگام ترس
چون بخندد شیر تو ایمن مباش
آن زمان از زخم خون آشام ترس
ای مگس دل با لب شکر مپیچ
چشم بادام است از بادام ترس