قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار مولانا / دیوان شمس / غزلیات شمس / حرف ر تا ل / رحم بر یار کی کند هم یار

رحم بر یار کی کند هم یار

به این پست امتیاز بدهید

مولانا-غزل شماره 1158

رحم بر یار کی کند هم یار

آه بیمار کی شنود بیمار

اشک‌های بهار مشفق کو

تا ز گل پر کنند دامن خار

اکثروا ذکر هادم اللذات

بشنوید از خزان بی‌زنهار

غار جنت شود چو هست در او

ثانی اثنین اذ هما فی الغار

ز آه عاشق فلک شکاف کند

ناله ی عاشقان نباشد خوار

فلک از بهر عاشقان گردد

بهر عشقست گنبد دوار

نی برای خباز و آهنگر

نی برای دروگر و عطار

آسمان گرد عشق می‌گردد

خیز تا ما کنیم نیز دوار

بین که لو لاک ما خلقت چه گفت

کان عشق است احمد مختار

مدتی گرد عاشقی گردیم

چند گردیم گرد این مردار

چشم کو تا که جان‌ها بیند

سر برون کرده از در و دیوار

در و دیوار نکته گویانند

آتش و خاک و آب قصه گزار

چون ترازو و چون گز و چو محک

بی‌زبانند و قاضی بازار

عاشقا رو تو همچو چرخ بگرد

خامش از گفت و جملگی گفتار

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*