غزلی از امیر تیموری

غزلی از امیر تیموری
به این پست امتیاز بدهید

 

با سوت هر قطار دلم تنگ می شود

گاهی چه خنده دار دلم تنگ می شود

دنبال ریل می دوم و گریه می کنم

آرام و بی قرار، دلم تنگ می شود

حرف سفر همیشه مرا زجر می دهد

حتی کنار یار دلم تنگ می شود

پیش تو می نشینم و هی بغض می کنم

اینجا سر مزار دلم تنگ می شود

بعد از تو می روم سر جای همیشگی

اما سر قرار دلم تنگ می شود

نزدیک راه آهن شهر است خانه ام

روزی هزار بار دلم تنگ می شود


 واژگان کلیدی: اشعار امیر تیموری،نمونه شعر امیر تیموری،شعرهای امیر تیموری،غزل امیر تیموری،غزلیات امیر تیموری،شاعر امیر تیموری،شعری از امیر تیموری،یک شعر از امیر تیموری،غزلی از امیر تیموری؛غزلیات امیر تیموری،غزل های امیر تیموری.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0