بی روی تو دل روی به آیینه گذارد

صائب تبریزی- غزل شماره 4360
بی روی تو دل روی به آیینه گذارد
چون تشنه که بر ریگ روان سینه گذارد
هر دست نگارین که برآرد ز بغل سرو
پیش قد رعنای تو بر سینه گذارد
هر روز نهد بر دل من سنگِ ملامت
دستی که گهر بر دل گنجینه گذارد
عاشق نشود دور ز معشوق که طوطی
زنگار شود روی به آیینه گذارد
این دست که عشق تو به تاراج برآورد
مشکل که به ما خرقۀ پشمینه گذارد
مفت است اگر سنگدلیهای معلم
دلجویی اطفال به آدینه گذارد
صائب سخن از مهر همان به که نگوید
هر کس که به دلها اثر از کینه گذارد
معنی بیت های نخستین
۱. بی روی تو دل روی به آیینه گذارد / چون تشنه که بر ریگ روان سینه گذارد:
صائب میگوید: بدون روی تو (معشوق)، دل من روی به آیینه میگذارد (یعنی به خودش نگاه میکند)، مانند تشنهای که بر ریگ روان سینه میگذارد (یعنی به دنبال آب میگردد). او تأکید میکند که بدون معشوق، دلش تنها و بیقرار است. این بیت نشاندهندهی اشتیاق صائب به وصال معشوق است.
۲. هر دست نگارین که برآرد ز بغل سرو / پیش قد رعنای تو بر سینه گذارد:
صائب میگوید: هر دست نگارین (زیبا) که از بغل سرو (معشوق بلندقامت) برآید، پیش قد رعنای تو (معشوق) بر سینه میگذارد. او تأکید میکند که زیبایی معشوق آنقدر قوی است که هر کس به او نزدیک شود، تحت تأثیر قرار میگیرد. این بیت نشاندهندهی تأثیر زیبایی معشوق بر دیگران است.
۳. هر روز نهد بر دل من سنگِ ملامت / دستی که گهر بر دل گنجینه گذارد:
صائب میگوید: هر روز دستی که گهر (جواهر) بر دل گنجینه میگذارد، بر دل من سنگ ملامت مینهد. او تأکید میکند که در حالی که دیگران گنجینهها را پر میکنند، دل او پر از ملامت و درد است. این بیت نشاندهندهی درد و رنج صائب از هجران معشوق است.
معنی بیت های پایانی
۴. عاشق نشود دور ز معشوق که طوطی / زنگار شود روی به آیینه گذارد:
صائب میگوید: عاشق نمیتواند از معشوق دور بماند، همانطور که طوطی اگر روی به آیینه بگذارد، زنگار میگیرد. او تأکید میکند که عشق به معشوق آنقدر قوی است که دوری از او غیرممکن است. این بیت نشاندهندهی قدرت عشق و وابستگی عاشق به معشوق است.
۵. این دست که عشق تو به تاراج برآورد / مشکل که به ما خرقۀ پشمینه گذارد:
صائب میگوید: این دستی که عشق تو را به تاراج (غارت) برآورده است، بعید است که خرقهی پشمینه (نماد زهد و تقوا) به ما بدهد. او تأکید میکند که عشق معشوق آنقدر قوی است که حتی زهد و تقوا را نیز تحتالشعاع قرار میدهد. این بیت نشاندهندهی قدرت عشق بر زهد و تقواست.
۶. مفت است اگر سنگدلیهای معلم / دلجویی اطفال به آدینه گذارد:
صائب میگوید: اگر معلمی که سنگدلی میکند، دلجویی کودکان را به روز آدینه (جمعه) موکول کند، این کار بیارزش است. او تأکید میکند که دلجویی و مهربانی باید همیشگی باشد، نه محدود به زمان خاصی. این بیت نشاندهندهی انتقاد صائب از رفتارهای ریاکارانه است.
۷. صائب سخن از مهر همان به که نگوید / هر کس که به دلها اثر از کینه گذارد:
صائب میگوید: صائب، سخن از مهر (عشق) بهتر است که نگوید، چرا که هر کس که در دلها اثر کینه بگذارد، ارزش سخن گفتن ندارد. او تأکید میکند که عشق واقعی باید از کینه و نفرت دور باشد. این بیت نشاندهندهی اهمیت عشق و دوری از کینه است.
تفسیر کامل شعر
صائب در این شعر از عشق و دلدادگی به معشوقی بینظیر سخن میگوید که حضور او برای دلش مانند آیینهای روشنگر است و بدون او، دل تاریک و بیروشنایی میشود. او خود را مانند تشنهای توصیف میکند که بر ریگزار سینه میزند، زیرا عشق به معشوق، تشنگیای بیپایان است.
شاعر زیبایی معشوق را چنان بیهمتا میداند که هر دستی که از بغل سرو (نماد زیبایی) بیرون میآید، در برابر قد رعنای معشوق تسلیم میشود و به سینه میزند. با این حال، عشق با رنج و ملامت همراه است، چنانکه هر روز سنگ ملامت بر دلش گذاشته میشود، در حالی که همان دست گوهرهای ارزشمند را در گنجینهها جای میدهد. صائب تأکید میکند که عاشق هرگز از معشوق دور نمیشود، همانگونه که طوطی بدون آیینه زنگار میگیرد و جذابیت خود را از دست میدهد.
او از دستی میگوید که عشق معشوق همهچیزش را به تاراج برده و حال میپرسد که آیا این دست میتواند خرقۀ پشمینۀ فقر را به او بدهد. شاعر به سنگدلی معلم اشاره میکند و میگوید اگر معلمی سنگدلی کند، دلجویی از کودکان در روز آدینه (روز تعطیل و شادی) بیفایده است.
در پایان، صائب توصیه میکند که سخن از مهر و محبت بهتر از کینهتوزی است، زیرا هر کس که در دلها اثر کینه بگذارد، راه نادرستی را انتخاب کرده است.
غزلیات صائب تبریزی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.