دل عاشق تهی از اشک دمادم نشود

صائب تبریزی- غزل شماره 3605

دل عاشق تهی از اشک دمادم نشود

بحر چندان که زند جوشِ کرم کم نشود

نتوان حرف کشید از لب ما چون لب جام

راز ما اخگر پیراهن محرم نشود

بیشتر شد ز می ناب مرا تنگی دل

گره از آب محال است که محکم نشود

رفت عمرم همه در پند و نصیحت، غافل

که سگ نفس به تعلیم معلم نشود

یافت سی پاره ز پاشیدن صحبت دل جمع

دل صد پارۀ ما نیست فراهم نشود

نیست ممکن که به خورشید توانی پیوست

تا دلت آب درین باغ چو شبنم نشود

بوسه زان لب نشود کم به گرفتن صائب

از نگین نقش ز بسیار زدن کم نشود

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها