چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟

صائب تبریزی- غزل شماره 3370

چند دل خون خود از دوری احباب خورد؟

کف خاکی چه قدر سیلی سیلاب خورد؟

ترک آداب بود حاصل هنگامۀ می

می حرام است بر آن کس که به آداب خورد

شود از زخم نمایان جگرش جوهردار

هرکه از چشمۀ تیغ تو دمی آب خورد

تا بود دل بصفا، نفس مکدر باشد

دزد بیدل جگر خویش به مهتاب خورد

بیقراری ز رگ جان حریصان نرود

بر سر گنج بود مار و همان تاب خورد

فتنه در سایۀ آن زلف سیه در خواب است

آه اگر باد بر آن زلف سیه تاب خورد

هرکه چون شبنم گل صاف کند مشرب خویش

آب از چشمۀ خورشید جهانتاب خورد

روزی بی دهنان می رسد از عالم غیب

کوزه سر بسته چو گردید می ناب خورد

چه کند با جگر تشنۀ صائب دریا؟

ریگ از چشمۀ سوزن چه قدر آب خورد؟

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها