غزلی از شیرین پیشگاهی

غزلی از شیرین پیشگاهی
به این پست امتیاز بدهید

 

مهمان فجر بودیم تا کربلا رسیدن

 حاشا حماسه‌ها را بی‌عشق آفریدن

خورشید تا درخشید، جانی دوباره بخشید

 این بار هم ندارد خفاش تاب دیدن

مانده است تا ابد بر دل‌های تیره روزان

هم آرزوی ماندن،هم داغ لاله چیدن

((از عاشقان به مولا، مولا به گوش هستیم))

بر ما حرام بادا یک لحظه آرمیدن

ما را بخوان دوباره، حتی به استعاره

((از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن))


 واژگان کلیدی: اشعار شیرین پیشگاهی،نمونه شعر شیرین پیشگاهی،شاعر شیرین پیشگاهی،شعرهای شیرین پیشگاهی،شعری از شیرین پیشگاهی،یک شعر از شیرین پیشگاهی،غزل شیرین پیشگاهی،غزلیات شیرین پیشگاهی،غزل های شیرین پیشگاهی،غزلی از شیرین پیشگاهی،شعر انقلابی،شعر درباره انقلاب اسلامی،شعر با موضوع انقلاب ایران.

.....
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

دیدگاهی بنویسید

*

0