قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / شعری از راشین گوهرشاهی

شعری از راشین گوهرشاهی

به این پست امتیاز بدهید

 

ای کاش می شد در خلال گریه هایم

جایی برای با تو بودن باز می شد

 یا نه، یکی شاید شبیه عاشقیهات

در خانه ام درگیر قهر و ناز می شد

چشم تو مانند جنون عشق تب داشت

اشک تو سوزش ناله های ساز می شد

آهنگ دریا چنگ می زد قایقت را

موج دلش با شور تو دمساز می شد

وقتی  نگاهم روی لبخند تو می ماند

سعی تو پنهان کردن یک راز می شد

شاید دلت می خواست در دام تو باشم

وقتی وجودت متن یک آواز  می شد

 من مرغ دریا بودم و روح تو صیاد

ای کاش آغوشت پر پرواز می شد

افسوس قلب آرزوهایم ترک داشت

کی سهم دریا مرغکی طناز می شد؟

 قایق گذشت و مرد از دریا نیامد

باید که صبح  دیگری آغاز می شد


واژگان کلیدی: اشعار راشین گوهر شاهی،اشعار راشین گوهرشاهی،نمونه شعر راشین گوهرشاهی،شعرهای راشین گوهر شاهی،شعر راشین گوهر شاهی،شاعر راشین گوهر شاهی،شعری از راشین گوهرشاهی.

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*