
شاطر عباس صبوحی قمی
غزل شماره 26
ز عشق روی تو چون بلبل از گل
شکفته گرددم هر دم گل از گل
ز روی و موت دانستم ندارد
گل از سنبل جدایی، سنبل از گل
دهانست و لب این، یا خضر بسته
به روی چشمه ی حیوان، پل از گل
گلی بر سر زده آن سرو قامت
و یا ماهیست دارد کاکل از گل
صبوحی تا گلندامت به پهلوست
بده دل بر گل و بستان مل از گل