
شاطر عباس صبوحی قمی
غزل شماره 25
شبی به خواب زدم بوسه بر لبش به خیال
هنوز بر لب آن شوخ میزند تبخال
ز چاک پیرهن اندام نازکش ماند
چو عکس برگ گل اندر میان آب زلال
بنوش باده که اندر طریقت عشق است
چو شیر خوردن ، خون حرامزاده حلال
اگر نکرد مرا عشق چو پریزادگان
چرا فتاده پریزادگانم از دنبال
صبا ز روی تو گیرم نقاب بردارد
که راست تاب تماشایت ای بدیع جمال