قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار دینی،مذهبی و آیینی / اشعار سید عباس حسینی جوهری

اشعار سید عباس حسینی جوهری

به این پست امتیاز بدهید

شعر نخست :

امام حسین ع

 

شه فرود آمد به دشت کربلا

گفت پس با آن زمین پُربلا :

ای زمین ای تربت عنبرسرشت

ای به رتبت برتر از خاک بهشت

بعد از این خاک تو باشد مدفنم

تا قیامت در تو باشد مسکنم

خرمی کن ای زمین ، شاهت رسید

فخر کن بر آسمان، ماهت رسید

سوی تو از مکه ، تازان آمدم

خود نه تنها با جوانان آمدم

آمدم تا در تو جان، فانی کنم

در تو هفتاد و دو قربانی کنم

این من و این اکبر و این اصغرم

قاسم و عباس و عون و جعفرم

حالیا برگو مرا مدفن کجاست

مدفن قربانیان من کجاست

راست برگو ای زمین! اندر کجا

دست عباسم شود از تن جدا

در کجا بر جان من آذر زنند

تیر بر حلق علی‌اصغر زنند

بس کن ای ” ذاکر ” ، مگو دیگر سخن

که زدی آتش به جان مرد و زن

 


شعر دوم :

حضرت زینب س

 

آه از آن ساعت که با صد شور و شین

زینب آمد بر سر قبر حسین

بر سر قبر برادر چون رسید

ناله و آه و فغان از دل کشید

با زبان حال، آن دور از وطن

گفت با قبر برادر این سخن :

السّلام ای کشته‌ی راه خدا

السّلام ای نور چشم مصطفی

السّلام ای شاه بی ‌غسل و کفن

السّلام ای کشته‌ی دور از وطن

السّلام ای تشنه‌ی آب فرات

السّلام ای کشتی بحر نجات

السّلام ای سیّد و سالار ما

السّلام ای مونس و غم‌خوار ما

بهر تو امروز مهمان آمده

خواهرت از شام ویران آمده

سر بر آر از خاک و بنگر حال ما

خیز از جا ، بهر استقبال ما

شرح حال خود حکایت می‌کنم

وز فراق تو شکایت می‌کنم

تا تو بودی شأن و شوکت داشتم

خیمه و خرگاه و عزت داشتم

آتش کین ، کوفیان افروختند

خیمه‌ی ما را به آتش سوختند

الغرض ، از کوفه تا شام خراب

گر چه ما دیدیم ظلم بی‌حساب

لیک دارم شِکوه‌ها از اهل شام

کز سر دیوار و از بالای بام

آن‌قَدَر سنگ جفا بر ما زدند

کز غم آتش بر دل زهرا زدند

از جفای شامیان ، خون شد دلم

گشت در ویرانه آخر منزلم

بگذر ای ” ذاکر ” ز شرح این مقال

تا توانی اندر این ماتم بنال

 


شعر سوم :

حضرت زینب س

 

آه از آن ساعت که از شام بلا

زینب آمد در زمین کربلا

با زبان حال، آن زار حزین

با زمین کربلا گفت این‌چنین :

ای زمین از عرش اعلا برتری

چون مقام زاده‌ی پیغمبری

خاک تو چشم مَلَک را توتیاست

درد بی‌درمان عالم را دواست

در تو ما را خاک غم بر سر شده

در تو لیلا ، بی‌علی‌اکبر شده

در تو پیش دیده‌ی خونبار ما

شد جدا از تن ، سرِ سالار ما

نیست دیگر طاقت صبر و مجال

حالیا من از تو دارم یک سوال

گو به من، قبر علی‌اکبر کجاست؟

قبر عبّاس علمدارم کجاست؟

” ذاکر ” عاصی ، فدای خاک تو

خاک گردد او به خاک پاک تو


واژگان کلیدی : اشعار سید عباس حسینی جوهری،نمونه شعر سید عباس حسینی جوهری،شاعر سید عباس حسینی جوهری،شعرهای سید عباس حسینی جوهری،شعری از سید عباس حسینی جوهری،یک شعر از سید عباس حسینی جوهری،غزل غزلیات غزل های غزلی از سید عباس حسینی جوهری،سيد عباس حسيني جوهري،اشعار دینی مذهبی آیینی سید عباس حسینی جوهری،شعر درباره حضرت زینب س،شعر کربلا،شعر با موضوع امام حسین ع.

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*