قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار سمیع حامد

اشعار سمیع حامد

شعر نخست :

 

گر جهنم ساختم فردوس هم میسازمت

ای وطن میسازمت آخر خودم میسازمت

آنقدر هایی که می گویند تنبل نیستم

با تفنگت گر شکستم با قلم میسازمت

آینه در آینه در رهگذار عاطفه

سنگ اندر سنگ در راه ستم میسازمت

هر که آمد بر سرت بم ریخت اما غم مخور

من از آهنپاره های سرخ بم میسازمت

غم مخور ای خانه ی ویران مگر زیبای من

با نفس های امیدم دم به دم میسازمت

تا تو زیباتر شوی گل میشوم گل میشوم

باورم کن یک رقم نی یک رقم میسازمت

 


شعر دوم :

 

چارسو نامرد و مرداریست اما میرویم

گر رود سر نیز در این رهگذر، ما میرویم

بیشتر از این سفر سخت است یابی همسفر

همسفر بی همسفر ! تنهای تنها میرویم

راه ما در هیچ صورت تابع  بن بست نیست

از هزاران راه پشت یک تمنا میرویم

مارها در آستین و گرگ ها در پشت سر

با تمام مرگ های خویش یک جا میرویم

عکس خود رادیده دیده دیده ی ما خسته شد

تا کنیم آیینه ی خود را تماشا میرویم

از سلام خشک ابر تازه دلگیریم سخت

پشت باران قدیمی پیش دریا میرویم


شعر سوم :

 

حرفی بزن که این شب دلتنگ بشکند

این سایه ی ستمزده، این سنگ بشکند

بر دستمال سوخته رنگین کمان بدوز

تا خواب این جزیره ی بیرنگ بشکند

چیزی بگو که چتر سکوت ھمیشگی

با شعر عاشقانه و آھنگ بشکند

دل را دوباره ساز ! مبادا چنان

چنین این شیشه تا قشنگ شود، شنگ بشکند


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،سميع حامد،داکتر،شاعر افغانستانی،شاعر کشور افغانستان،شعر افغانی،شعر شاعر جمهوری اسلامی افغانستان،غزل ناتمام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code