قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار سمانه گودرزی

اشعار سمانه گودرزی

شعر نخست :

 

در دلم شوق پریدن نیست، باید پر کشید

قلبم از این عشق روشن نیست، باید پر کشید

قهوه‌ی سرد نگاه تو بدون قند عشق

کمتر از خونابه خوردن نیست‌، باید پر کشید

چشم‌هایت تا که شد در شعر من شأن نزول

آیه‌ای از اشک ایمن نیست، باید پر کشید

نیست در جانم توان دیدنت در بزم او

قلب صد چاکم از آهن نیست، باید پر کشید

بعد تو می‌میرم از این عشق اما چاره چیست

دیگر اینجا جای ماندن نیست ، باید پر کشید

 


شعر دوم :

 

بر گلویت بوسه ام جا ماند و تنها می روم

قلبم از این عشق رسوا ماند و تنها می روم

باغ لبهایم کویر لوت شد بی تو ولی

چشم هایم غرق دریا ماند و تنها می روم

گرچه جَلد چشم هایت شد دل وامانده ام

زندگی با تو به رویا ماند و تنها می روم

خاک خواهد شد هم آغوشم پس از آغوش تو

حسرتم بر قلب دنیا ماند و تنها می روم

از هزاران آیه ی شعری که بر قلبم رسید

تکه هایی از الفبا ماند و تنها می روم


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر ،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،سمانه گودرزي.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code