
سعدی-رباعی شماره 61
گر دست تو در خون روانم باشد
مندیش که آن دم غم جانم باشد
گویم چه گناه از من مسکین آمد
کاو خسته شد از من غم آنم باشد

سعدی-رباعی شماره 61
گر دست تو در خون روانم باشد
مندیش که آن دم غم جانم باشد
گویم چه گناه از من مسکین آمد
کاو خسته شد از من غم آنم باشد
امین پیرانی - حامد پیری