قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد سر فرو بردم میان آبخور رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 48 سر فرو بردم میان آبخور از فرنج منش خشم آمد مگر نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط دم سگ بینی ابا بتفوز سگ ادامه نوشته » ار همه خوبی و نیکی دارد او ادامه نوشته » زشت و نافرهخته و نابخردی ادامه نوشته » شب زمستان بود، کپی سرد یافت ادامه نوشته » اخترانند آسمانشان جایگاه ادامه نوشته » اندر آن شهری که موش آهن خورد ادامه نوشته »