قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد گر بزان شهر با من تاختند رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 42 گر بزان شهر با من تاختند من ندانستم چه تنبل ساختند؟ نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط از فراوانی، که خشکا مار کرد ادامه نوشته » هیچ شادی نیست اندر این جهان ادامه نوشته » آتشی بنشاند از تن تفت و تیز ادامه نوشته » بار کژ مردم به کنگرش اندرا ادامه نوشته » ار همه خوبی و نیکی دارد او ادامه نوشته » زن چو این بشنیده شد خاموش بود ادامه نوشته »