قبلینوشته قبلی نوشته بعدیبعد گر بزان شهر با من تاختند رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 42 گر بزان شهر با من تاختند من ندانستم چه تنبل ساختند؟ نویسندگان : امین پیرانی - حامد پیری نوشته های مرتبط وز درخت اندر، گواهی خواهد اوی ادامه نوشته » تا جهان بود از سر مردم فراز ادامه نوشته » روی هر یک چون دو هفته گرد ماه ادامه نوشته » پادشا سیمرغ دریا را ببرد ادامه نوشته » گفت: خیز اکنون و سازه ره بسیچ ادامه نوشته » سوس پرورده به می بگداخته ادامه نوشته »