
سعدی-بوستان-باب سوم در عشق و مستی و شور
شماره 16
ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست
برِ عارفان جز خدا هیچ نیست
توان گفتن این با حقایق شناس
ولی خرده گیرند اهل قیاس
که پس آسمان و زمین چیستند
بنی آدم و دام و دد کیستند ؟
پسندیده پرسیدی ای هوشمند
بگویم گر آید جوابت پسند
که هامون و دریا و کوه و فلک
پری و آدمیزاد و دیو و مَلَک
همه هرچه هستند از آن کمترند
که با هستی اش نام هستی برند
عظیم است پیش تو دریا به موج
بلند است خورشیدِ تابان به اوج
ولی اهل صورت کجا پی برند
که ارباب معنی به مُلکی درند
که گر آفتاب است ، یک ذره نیست
وگر هفت دریاست ، یک قطره نیست
چو سلطان عزت علم برکشد
جهان سر به جیب عدم درکشد