
اقبال لاهوری
جاوید نامه
شماره 26
غزل زنده رود
این گل و لاله تو گویی که مقیم اند همه
راه پیما صفت موج نسیم اند همه
معنی تازه که جوییم و نیابیم کجاست؟
مسجد و مکتب و میخانه عقیم اند همه
حرفی از خویشتن آموز و در آن حرف بسوز
که درین خانقه بی سوز کلیم اند همه
از صفا کوشی این تکیه نشینان کم گوی
موی ژولیده و ناشسته گلیم اند همه
چه حرم ها که درون حرمی ساخته اند
اهل توحید یک اندیش و دو نیم اند همه
مشکل این نیست که بزم از سر هنگامه گذشت
مشکل این است که بی نقل و ندیم اند همه