در میان کوهسار هفت مرگ

اقبال لاهوری

جاوید نامه

شماره 15

طاسین مسیح ع (1)

رویای حکیم تولستوی

در میان کوهسار هفت مرگ

وادی بی طایر و بی شاخ و برگ

تاب مه از دود گرد او چو قیر

آفاب اندر فضایش تشنه میر

رود سیماب اندر آن وادی روان

خم به خم مانند جوی کهکشان

پیش او پست و بلند راه هیچ

تند سیر و موج موج و پیچ پیچ

غرق در سیماب مردی تا کمر

با هزاران ناله های بی اثر

قسمت او ابر و باد و آب نی

تشنه و آبی به جز سیماب نی

بر کران دیدم زنی نازک تنی

چشم او صد کاروان را رهزنی

کافری آموز پیران کنشت

از نگاهش زشت خوب و خوب زشت

گفتمش تو کیستی نام تو چیست؟

این سراپا ناله و فریاد کیست؟

گفت در چشمم فسون سامری است

نامم افرنگین و کارم ساحری است

ناگهان آن جوی سیمین یخ ببست

استخوان آن جوان در تن شکست

بانگ زد ای وای بر تقدیر من

وای بر فریاد بی تاثیر من

گفت افرنگین اگر داری نظر

اندگی اعمال خود را هم نگر

پور مریم آن چراغ کائنات

نور او اندر جهات و بی جهات

آن فلاطوس آن صلیب آن روی زرد

زیر گردون تو چه کردی او چه کرد

ای به جانت لذت ایمان حرام

ای پرستار بتان سیم خام

 

قیمت روح القدس نشناختی

تن خریدی نقد جان درباختی

 

طعنه ی آن نازنین جلوه مست

آن جوان را نشتر اندر دل شکست

گفت ای گندم نمای جو فروش

از تو شیخ و برهمن ملت فروش

عقل و دین از کافری های تو خوار

عشق از سوداگری های تو خوار

مهر تو آزار و آزار نهان

کین تو مرگ است و مرگ ناگهان

صحبتی با آب و گل ورزیده ای

بنده را از پیش حق دزدیده ای

حکمتی کو عقده ی اشیا گشاد

با تو غیر از فکر چنگیزی نداد

داند آن مردی که صاحب جوهر است

جرم تو از جرم من سنگین تر است

از دم او رفته جان آمد به تن

از تو جان را دخمه می گردد بدن

آنچه ما کردیم با ناسوت او

ملت او کرد با لاهوت او

 

مرگ تو اهل جهان را زندگی است

باش تا بینی که انجام تو چیست


واژگان دشوار : 1- طاسین و طواسین ماخوذ از قرآن کریم و رمز منصور حلاج است که نام خطبه ی او نیز بوده است.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها