قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار علی نقویان

اشعار علی نقویان

 

شعر نخست:

نظرم را بپرسی

فقط می گویم بنویس.

نه می خواهم از جنگ چیزی بگویم

نه از قحطی یا سیاست.

مثلا از این کمد یا زیر تخت

دلهره هایی بیرون می ریزد

که فقط کودکان می فهمند که چه می گویم.

و یا با زاویه ای بالاتر

از این تابلوها رنگ هایی

و از دل و جگر خانه هم چیزهایی.

از تو می نویسم تا یادداشت هایم را داشته باشی.

صورتت را همان طور که دیوارها عادت کرده بودند

دستانت و موهایت در تابلوها .

به همین سادگی .

مهم این است که از دلهره ها بیرون بکشم

گونه ها و لبخندی که با توست.

مهم این است که دست هایت را از زیر تخت

چشم هایت را از دیوارها بیرون بکشم.


شعر دوم:

پشت این مسجد پرستو است

که از بالای بام

موهایش را به باد

نه به خاطره می کشد.

می دانم قشنگ هستی

و به همین اندازه می توانم

با عروسک ها حرف بزنم

که گیسوانت را به باد.

کلافه می شوم روزی دو بار

و این به خاطر قرص هایی است که قرض می گیرم.

و دستانت و پاهایت

که باد این سو و آن سو می کشد.

بگویم این و یا آن .

زمین چرخ می خورد

از بالا سیب

و از وسط که شبیه نیمه ی دیگر تو

که راه را گم کرده است.

تا بال بزند

و پشت مناره ها گیسوان

 تو را به انتظار،نه به خاطره بکشد.


شعر سوم:

یک آشفتگی مفهومی

در چشمان تو و یادمان باشد

که در خیابان چه رخ داده.

من که می گویم : می رود است که می رود

وگرنه چطور ؟

یادداشت ها و قاب عکسی که ندارم خوب نگه داشتم.

و ….. ندارد.

یکی بود یکی نبود .

یک آشفتگی مفهومی

در چشمان تو و یادمان باشد

که در خیابان چه رخ داده.

من که می گویم : می رود است که می رود

وگرنه چطور ؟

یادداشت ها و قاب عکسی که ندارم خوب نگه داشتم.

و ….. ندارد.


واژگان کلیدی: اشعار علی نقویان،نمونه شعر علی نقویان،شاعر علی نقویان،شعرهای علی نقویان،شعری از علی نقویان،یک شعر از علی نقویان،شعر نو علی نقویان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code