اشعار رضا کیانی

اشعار رضا کیانی
شعر نخست :
مرا ببخش عزیزم که عاشقت شده ام
مخل ثانیه ها و دقایقت شده ام
گذشته های قشنگت دوباره زنده شده
و در خیال خودم عشق سابقت شده ام
لیاقتی است تو را داشتن،فرشته ی من
دلم خوش است که این بار لایقت شده ام
برای رد شدن از رود تلخ خاطره ها
سوار شو ؛ بگذر تا که قایقت شده ام
و باز قایق دل را به سوی عشق بران
کنون که همدم باد موافقت شده ام
تو یادگار بهاری ؛ درون بوم دلم
تو دشت عاطفه ای و شقایقت شده ام
آهای دختر رویا ، آهای زندگی ام
ببین که آینه ای از علایقت شده ام
برای اینکه مرا حس کنی به صورت اشک
میان چشم تو ؛ همراه هق هقت شده ام
به دل نگیر گناه مرا الهه ی مهر
مرا ببخش که بد موقع عاشقت شده ام
شعر دوم :
دلم تنگ است و شعر دیگری بر دفترم جاری
شده با بیتهایی مملو از یک درد تکراری
غروب سرد اسفند است و دارد برف می بارد
و تو چشـم انتظار لحظه ی زیبای دیداری
تک و تنهایی و سخت است باور کردنش ، اما
نمی آید به دیدارت کسی کـه دوستش داری
عجب شانسی ! موبایل مشترک خاموش … می خندی
اگر چه در دلت چون ابرهای تیره می باری
غزل پشت غزل ، با چشم گریان عشق می ورزی
نمی آید به غیر از شاعری از دست تو کاری
خودت هم با خودت درگیری و تاریخ میلادت
تقلا می کند تا از قرارت دست برداری
پریشان می شوی از باور حسی که می دانی
تداخل می کند خواهی نخواهی با خود آزاری
تجسم کن ! در این دنیای لبریز از دو رنگی ها
چگونه می شود خود را به دست عشق نسپاری
نگو از تو گذشته عاشقی ، هر چند می دانم
به من حق می دهی روزی که حس کردی گرفتاری
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.





