قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / غزلی از حزین لاهیجی

غزلی از حزین لاهیجی

به این پست امتیاز بدهید

 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد،صیاد رفته باشد

آه از دمی که تنها،با داغ او چو لاله

در خون نشسته باشم،چون باد رفته باشد

خونش به تیغ حسرت،یا رب،حلال بادا

صیدی که از کمندت،آزاد رفته باشد

از آه دردناکی،سازم خبر دلت را

روزی که کوه صبرم،بر باد رفته باشد

رحم است بر اسیری،کز گرد دام زلفت

با صد امیدواری،ناشاد رفته باشد

امشب صدای تیشه،از بیستون نیامد

شاید به خواب شیرین،فرهاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی

گو مشت خاک ما هم،بر باد رفته باشد

پر شور از” حزین ” است،امروز،کوه و صحرا

مجنون گذشته باشد،فرهاد رفته باشد


واژگان کلیدی: اشعار حزین لاهیجی،نمونه شعر حزین لاهیجی،یک شعر از حزین لاهیجی،شعری از حزین لاهیجی،شعرهای حزین لاهیجی،شاعر حزین لاهیجی،غزل حزین لاهیجی،غزلیات حزین لاهیجی،غزل های حزین لاهیجی،غزلی از حزین لاهیجی،اثری از حزین لاهیجی،شعری از دیوان حزین لاهیجی،اثری از آثار حزین لاهیجی،گزیده و گزینه بهترین اشعار حزین لاهیجی،مجموعه اشعار حزین لاهیجی،شعر عاشقانه حزین لاهیجی.

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*