قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار بیتا فیروزکوهی

اشعار بیتا فیروزکوهی

به این پست امتیاز بدهید

شعر نخست:

حوالی من که می ­آیی

هرگز به اشک هایت اجازه نده پایین بیایند

من قلب نازکی دارم

که اگر فریب بخورد، دروغ بشنود،می­ شکند

که با نداشتنت، دوریت، نبودند،می­ شکند

با اخم هایت، با قهرت، با رفتنت،می­ شکند

اما با هیچ چیز تکه ­تکه نمی­ شود،

نمی­ سوزد،

نمی ­میرد جز اشک های تو…

وقتی با منی

هرگز به اشک هایت اجازه نده پایین بیایند.


شعر دوم:

تمام روزهای من در انتظار توست

و تمام شب هایم

دعاست برای اجابت این انتظار .

همه آرزوی من

چشیدن دوباره عطر گیسوان توست

و دست کشیدن بر احساس پاکت

و دوباره و دوباره و دوباره بوسیدنت .

آغوش من از تو سیر نمی شود .

روح من پر است 

که از تو هرگز خالی نمی شود

و آن گوشه مبل من که دوستش می داری

و آن فنجان چای 

که رد دست تو بر آن است و من و من و ما ،

بی صبرانه به انتظار تو نشسته ایم 


شعر سوم:

 

باید چوپان باشی

و صدا

صدای زنگوله گردن گوسفندانت باشد

وبع بعشان برای آب و علف .

باید چوپان باشی

و نیمه شب تو باشی و چوب دستی ات

و گرگِ های هار و گرسنه

که به گله می زنند .

باید چوپان باشی

و دشت هایی که گاهی سبزند و گاه یخ زده ،

و شب های طولانی  ،

و آسمان های بی مهتاب ،

باید چوپان باشی تا طعم تنهایی تو را احاطه کند

تا سرمای تنهایی را

با پوست و استخوان لمس کنی ،

خدا کند هیچ وقت تو چوپان نباشی … .


شعر چهارم:

گمان کنم 

همین روزها 

خدا بامن قهر می کند .

در تمام دعاهایم

به جای او

ذکر تو نشسته است … .


واژگان کلیدی: اشعار بیتا فیروزکوهی،نمونه شعر بیتا فیروز کوهی،شاعر بیتا فیروزکوهی،شعرهای بیتا فیروزکوهی،یک شعر از بیتا فیروزکوهی،شعری از بیتا فیروزکوهی،شعر نو بیتا فیروزکوهی،شعر کوتاه بیتا فیروزکوهی.

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code