قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار نو / اشعار آبا عابدین

اشعار آبا عابدین

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست :

قند در چای حل می شود

بی آنکه حجمی به آن اضافه کند

اما شیرینی اش هرگز تمام نمی شود .

چگونه فراموشت کنم ؟

حل شده ای در من

حالا هرکس مرا بنوشد

مزه ی تو را چشیده .


شعر دوم :

در صفحه ی گمشده ها آگهی می دهم :

” یک جفت بال گمشده ” !

تو می خندی،باور نمی کنی

سالهاست به جای نیمه گمشده ام

در به در دنبال بال هایم می گردم!

بالهایی که هرشب خوابشان را می بینم

و پرواز از ارتفاعی که همیشه ترسناک است

به جان ابرها قسم!

مادر هم از ارتفاع می ترسید!

اما خودش گفته بود

پرنده ها همیشه از بلندی می ترسند!

همان روز فهمیدم من هم پرنده ام!

گرچه بالهایم گم شده اند .


  شعر سوم :

ابر ها را هجی می کنم

که چگونه به تو مربوط می شوند!؟

این حرف ها را نمی دانم

امشب باید نیلوفر ببارد!

باید به جای رعد و برق ، ماه بزند

من باید خیس شوم

که هرکس پرسید

بگویم : نیلوفری شدم .


واژگان کلیدی: اشعار آبا عابدین،نمونه شعر آبا عابدین،شاعر آبا عابدین،شعرهای آبا عابدین،شعری از آبا عابدین،یک شعر از آبا عابدین،شعر نو آبا عابدین .

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*